پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 16 دی ماه سال 1388
با شنیدن این جملات، بنده شخصاً ترجیح میدم سیفون رو بکشم رو طرف مربوطه:
- شما مردا / زنها همتون...
- یه چیزی میخوام بگم پر رو نشی ها!
- ببینم این فوتبال / این کتاب / این کون / این فیلم چه چیز جذّابی داره واقعاً؟!
- یه چیزی میخواستم بگم... ولی پر رو میشی.
- تو که به هر حال نمیفهمی / درک نمیکنی...
- دچار بحران هویت شدم (و ترکیبات مشابه).
- خودمو گم کردم (و ترکیبات مشابه).

پ.ن:
شهباز هم یه پست تو همین زمینه داشت. جمله های دیگه هم شاید باشه... فعلاً مخ گوزیده من همینقدر به یادش میاد.

پ.ن 2: دوستان عزیز از اینکه دعوت بنده را لبّیک گفتین بسیار ممنون. راستی
جالبات جان، اینجا خونمون که اینترنت نداره گل آقا! ولی یه چیز کس شعری هست به نام "ولگردی تو شهری" که میگیری، میای کافی نت. البته این واسه ما فقیر فقراست. واسه بیرون رفتن هم خایه هیچ مادرجنده ای رو نمیمالی.
دوشنبه 16 آذر ماه سال 1388
آبجی های عزیز!
آبجی های عزیز من به طرز سامورایی واری مخلصتونم! یعنی بدفرم! چی بگم دیگه... این چند روز بد جور مرام چپون شدم! این همه مرام و اینا به قول گفتنی "در باورم نمیگنجد!".
چهارشنبه 20 آبان ماه سال 1388

پریشب تو اتوبوس خواب دیدم تو دانشگاهم. ولی تو کلاس به جای نیمکت، رو زمین نشستیم. زمینش موکت بود. یه استاد خیلی پیری وایساده بود داشت ژ-3 درس میداد! منم با یه دختری دراز کشیده بودیم رو زمین، اون استایله هست که به پهلو میخوابن مرد و زن، اینطوری، داشتیم میکردیم. خیلی هم نرمال و اینا. استاد برگشت به من گفت "ببخشید شما انگار حواستون با بنده نیس!" منم همینطور که تلمبه میزدم سرمو بالا کردم گفتم "نه نه استاد! بنده حواسم جمعه! شما ادامه بدین! بفرمایین!" بعد استاده ادامه داد و اینا...

پ.ن 1: کس خل شدم به جان خودم!

پ.ن 2: اومدم مرخصی. طبعاً.

   1      2      3      4      5      6      7      >>